محمد قنبرى

442

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

دكتر باهنر ، يك سال قبل از انقلاب اصرار مىكرد كه هر چه زودتر كتاب صحيح الكافى را آمادهء چاپ كنم ، ولى متأسفانه اين كتاب ، بعد از شهادت جانگداز ايشان چاپ و منتشر شد . اگر انقلاب اسلامى نبود كه مانع خودسرى برخى افراد بشود من بايد انتظار بدتر از اين را داشته باشم . شنيدن نقد و اعتراض و فحاشى كه سهل است ، تحمل آن با گوشه‌گيرى و انزوا آسان‌تر خواهد بود و لذا من چنين كردم . كيهان فرهنگى : باتوجه به آنچه گفتيد ، اهميت نقادى حديث را چگونه مىبينيد . استاد بهبودى : اگر قرار باشد كه احاديث مذهبى را به قشر تحصيل‌كرده عرضه نمايند و بحث رجال و درايه را در دانشگاه‌هاى مذهبى وارد كنند چاره‌اى نيست و حتماً بايد احاديث مذهبى را از ضعف و جهالت پيراسته دارند و اسرائيليات را كه در همه جا و همهء مسائل - جز در مسائل فقهى - رخنهء عميقى دارد ، به دور بريزند . اين كار جز با معيار علمى و توجه به نقد و بررسى امكان‌پذير نخواهد بود . جلسات درس دانشگاه و يا جلسات درس تربيت مدرس و حتى جلسات درس تربيت معلم را نبايد با جلسات مساجد برابر دانست . مستمعين مساجد به طور ثابت و با فرهنگ عالى در پاى منابر حاضر نمىشوند ، اما تحصيل‌كرده‌ها به گونه‌اى ثابت و با مغزهاى متفكر به استماع حديث مىپردازند ، نقد مىكنند و بايد بكنند ، زيرا فن آنهاست . سؤال مىكنند ، استاد را به مسخره مىگيرند كه چرا ياوه مىگويد ، ديروز چنين حديثى مىآورد و امروز ضد آن را ارائه مىدهد پاسخ اعتراضات را نمىدهد . بنابراين قشر تحصيل‌كرده را نمىتوانيم با حديث و تفسير و كلام آشنا و مأنوس كنيم ، مگر بعد از آن كه ناسفته‌ها را دور بريزيم . اما اگر قرار باشد كه حديث و تفسير همان‌طور در مسجد بماند و منحصراً به ساده‌انديشان بازارى و كاسب و كارگر القا شود نياز چندانى به پالايش احاديث وجود ندارد ، مگر آن كه روحانيت ما بخواهد بازارى و كاسب و كارگر ساده را نيز با فرهنگ كند و مغز او را از خرافات بپالايد . كيهان فرهنگى : تصور مىفرماييد احاديث شيعه و سنى را بتوان در يك مجموعهء